خرید بک لینک

زمستون بود و هوا سرد و هیچی واسه خوردن پیدا نمیشد.

کلاغه واسه اینکه جوجه هاش گرسنگی نکشن تیکه تیکه از بدن خودش میکند و میداد به جوجه هاش.

روزها گذشت و کلاغِ مهربون مرد.

جوجه هاش گفتن:خوب شد که مرد ! خسته شدیم از این غذای تکراری! و این است رسم روزگار

برچسب: نویسنده: ainor تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1394 ساعت: 23:52

صفحه بندی